السيد موسى الشبيري الزنجاني
17
كتاب النكاح ( فارسى )
به حسب اين روايت كه مرسله است و قابل استناد نمىباشد - حضرت مىفرمايد : بين صدر و ذيل اين آيه ثلث قرآن سقط شده است . ( اخباريها هم به اين روايت و امثال آن استناد مىكنند . در اين مسأله تحريف و كم شدن ثلث قرآن تنها مستند ، همين روايت مرسله است كه قابل استناد نيست . سيد مرتضى در « ذخيرة » و شيخ طوسى در « عدّة » از سيد نقل مىكند كه بعضى امور اگر توسط يك فرد حتى عادل نقل شود ، وحدت ناقل و خود نقل دليل بر بطلان آن است . زيرا بعضى از امور كه به حسب عادت بايد ناقلين فراوانى داشته باشند ، همين كه يك ناقل بيشتر ندارد ، انسان را در صحت مطلب دچار ترديد مىكند . در اين مسأله هم كه هيچ روايتى نه در كتب اربعه و نه كتب ديگر نقل نشده و تنها يك روايت مرسلى در احتجاج نقل شده ، خود ، دليل بر بطلان آن است . چنين امورى مصداق « لو كان ، لبان » است . ) ادامه بيان ارتباط صدر و ذيل آيه شريفه : در باره ارتباط صدر و ذيل آيه ، معانى مختلفى در تفاسير به چشم مىخورد ، يكى از آنها كه ظاهراً اقرب معانى است ، هر چند در تفاسير به روايتى نسبت داده نشده ، ولى شيخ در تبيان شايد از حضرت أبى جعفر عليه السلام نقل مىكند . - كه ظاهراً امام باقر ( ع ) است ، چون ابتدا معنايى ارائه مىدهد و مىگويد : « رواه المفسرون من اصحابنا » ، و نمىگويد چه كسى آيه را اين گونه معنا كرده ، و بعد مىفرمايد : معناى اولى كه ذكر كرديم از عايشه و أبى جعفر عليه السلام است و بعد مطلبى را نقل مىكنند . خلاصهء مطلب : چون قبلًا از عايشه اسم برده ولى نامى از أبى جعفر عليه السلام به ميان نيامده و كأنه سقطى رخ داده است . - و آن معنا اين است كه : كلمه قسط ( به فتح قاف ) و قسوط ( به ضمه قاف ) از قَسَط ، يَقسُطُ ، قَسطاً و قُسوطاً هر دو به معناى « جور » است ولى كلمه قِسط ( به كسر قاف ) به معناى « جور »